
انسانگرایی سکولار: بازتعریف همبستگی اجتماعی در ایران جدید
فساد نهادینهشده در خیریههای مذهبی
در ایران تحت حاکمیت حکومت دینی، امر خیر و خیریه هرگز یک فعالیت کاملاً بشردوستانه نبود؛ بلکه ابزاری برای کنترل ایدئولوژیک و فساد مالی به شمار میرفت. شبکه وسیع بنیادهای مذهبی (مانند بنیاد مستضعفان و بنیاد پانزده خرداد) و سازمان اوقاف که تریلیونها تومان ثروت ملی را کنترل کرده و به طور کامل از پرداخت مالیات معاف بودند، ظاهراً برای کمک به محرومان ایجاد شده بودند. اما در واقعیت، این نهادها به کارتلهای عظیم اقتصادی تبدیل شدند که برای ثروتمند کردن روحانیون حاکم، تامین مالی شبهنظامیان منطقه و دستگاههای تبلیغاتی دولت استفاده میشدند. در همین حال، میلیونها ایرانی به زیر خط فقر سقوط کردند و از دسترسی به آب پاکیزه، درمان مناسب و آموزش باکیفیت محروم ماندند. با گذار به جامعه سکولار، ما باید این سیستم فاسد را برچینیم و همبستگی اجتماعی را بر اصول انسانگرایی سکولار بازسازی کنیم—جایی که کمکرسانی ریشه در همدلی، شفافیت و کرامت ذاتی انسانها دارد، نه تعبد مذهبی.
خیریههای مذهبی اغلب یک رابطه مرید و مرادی و بالا به پایین ایجاد میکنند که کرامت انسانیِ دریافتکننده کمک را مخدوش میسازد. در این مدل، کمکرسانی به عنوان یک التفات از سوی طبقه حاکم مذهبی یا به عنوان عملی عبادی برای کسب ثواب در آخرت معرفی میشود، نه یک حق بنیادی شهروندی. از دریافتکنندگان کمک انتظار میرود که با رعایت دگمهای مذهبی و حمایت از نظام دینی، مراتب سپاسگزاری خود را نشان دهند. انسانگرایی سکولار این مدل را کاملاً رد میکند. ما بر این باوریم که رفاه اجتماعی موضوع عدالت و حقوق بشر است، نه صدقه مذهبی. یک دولت سکولار موظف است شبکه حمایتی ایجاد کند که از همه شهروندان در برابر فقر، بیماری و بیکاری محافظت کند، صرفاً به این دلیل که آنها انسان هستند، نه به این دلیل که به دین خاصی معتقدند. همبستگی برای کسب پاداشهای بهشتی نیست؛ بلکه برای درک انسانیت مشترکمان و حمایت از یکدیگر در این زندگی است.

برچیدن و اصلاح ساختاری بنیادهای اقتصادی مذهبی
بازسازی همبستگی اجتماعی نیازمند حسابرسی کامل و تغییر ساختار داراییهای مالی کشور است. ثروتی که توسط بنیادهای مذهبی انباشته شده—و تحت پوشش تکالیف شرعی از جیب ملت خارج شده بود—باید به مردم ایران بازگردانده شود. این ابربنگاههای اقتصادی باید ملی شوند، معافیتهای مالیاتی آنها لغو گردد و تحت نظارت دقیق دموکراتیک و پارلمانی قرار گیرند. داراییهای آنها باید توسط موسسات حسابرسی مستقل و بینالمللی بررسی شده و به یک صندوق ثروت ملی هدایت شوند. این صندوق برای تامین مالی زیرساختهای عمومی، سیستمهای درمانی مدرن، برنامههای انرژی تجدیدپذیر و ساخت مدارس عمومی مدرن و سکولار استفاده خواهد شد.
همزمان، اداره موقوفات تاریخی کشور نیز باید سکولار شود. زمینها و املاک موقوفه که از نظر تاریخی توسط روحانیون فاسد اداره میشدند، باید به شهرداریها و نهادهای محلی منتقل شوند. این منابع میتوانند برای ساخت مسکن ارزانقیمت، پارکهای عمومی، کتابخانهها و مراکز فرهنگی محلهها استفاده شوند. هدف ما تبدیل چیزی است که زمانی منبع ثروت شخصی روحانیون بود به موتور محرک توسعه جامعه. با قطع بودجه و حذف این انحصارات مذهبی، ما پایه مادی حکومت دینی را از بین میبریم و شالوده یک اقتصاد شفاف و عقلانی را بنا مینهیم که در آن ثروت برای بهبود شرایط مادی همین زندگی استفاده میشود، نه برای خرید بهشت موعود در دنیایی دیگر.
ظهور شبکههای سکولار همیاری و کمک متقابل
اگرچه دولت موظف است یک چتر حمایتی نهادینه و قوی فراهم کند، اما همبستگی اجتماعی واقعی نیازمند یک جامعه مدنی پویاست. در ایران سکولار، ما باید رشد سازمانهای مردمنهاد (NGO) مستقل و شبکههای همیاری محلی را تشویق کنیم. این سازمانها باید بر پایه ارزشهای انسانگرایانه فعالیت کنند و بدون هیچ شرط مذهبی یا ایدئولوژیک، به گروههای آسیبپذیر جامعه کمکرسانی نمایند. از تامین غذای نیازمندان و حمایت از کودکان کار تا ارائه کمک در بلایای طبیعی و حفاظت از محیط زیست، این سازمانهای سکولار ثابت خواهند کرد که اخلاق و شفقت از ویژگیهای ذاتی انسان هستند و نیازی به دگمهای دینی ندارند.
همیاری محلی (Mutual Aid) تفاوت بنیادینی با خیریههای سنتی دارد. خیریه سنتی ساختاری سلسلهمراتبی دارد و از بالا (ثروتمندان و قدرتمندان) به سمت پایین (فقرا) جریان مییابد. اما همیاری محلی افقی است و بر اصول همبستگی، همکاری و حمایت متقابل بنا شده است. همیاری یعنی همسایگانی که به همسایگان خود کمک میکنند و میدانند که رفاه فردی آنها به رفاه کل جامعه گره خورده است. در یک جامعه سکولار، این شبکهها اعتماد و سرمایه اجتماعی میسازند. آنها افراد با پیشینهها، باورها و قومیتهای مختلف را در کنار هم قرار میدهند و حسی مشترک از مالکیت و مسئولیت نسبت به آینده را ایجاد میکنند. با همکاری برای حل مشکلات محلی، ما یک دموکراسی قویتر و منعطفتر را از پایینترین سطوح جامعه میسازیم.
آموزش برای ترویج همدلی و انسانگرایی
یک سیستم پایدار از همبستگی اجتماعی نیازمند تغییر فرهنگی است که همدلی و انسانگرایی سکولار را در آموزش و گفتمان اجتماعی ما در اولویت قرار دهد. برای دههها، رژیم سابق آموزش میداد که شفقت فقط باید نسبت به «مومنان» ابراز شود، در حالی که بیباوران و دگراندیشان نجس یا دشمنان خدا تلقی میشدند. این ایدئولوژی تفرقهافکن روابط اجتماعی را مسموم کرد و اتحاد ملی را فرسایش داد. در مدارس سکولار و جدید، ما باید به کودکان ارزش همدلی جهانی را بیاموزیم. برنامههای درسی باید بر تاریخ تکاملی مشترک ما، حقوق بشر و مسئولیت اخلاقی که در قبال یکدیگر و سیاره زمین داریم، تاکید کنند.
ما باید آموزش دهیم که کمک به دیگران، منبعی برای معنابخشی به زندگی و شادکامی فردی است. اخلاق سکولار بر پیامدهای واقعی اعمال ما در جهان واقعی استوار است. وقتی به تحصیل یک کودک کمک میکنیم یا از خانوادهای در بحران حمایت مینماییم، مستقیماً در حال افزایش خوشبختی و کاهش رنج در همین دنیا و همین لحظه هستیم. این انگیزهای بسیار عمیقتر و اصیلتر برای خوبی کردن است تا ترس از عذاب الهی یا طمع به پاداش بهشتی. با پرورش این طرز فکر انسانگرایانه، ما تضمین میکنیم که همبستگی اجتماعی فقط یک سیاست دولتی نیست، بلکه یک ارزش فرهنگی عمیق است که زندگی روزمره ما را هدایت میکند.
جامعهای تعریفشده بر پایه مراقبت و همدلی
گذار از یک حکومت دینی به یک جامعه سکولار، در نهایت گذار از فرهنگ ترس و کنترل به فرهنگ مراقبت و همبستگی است. عظمت واقعی یک کشور با قدرت نظامی یا ارتفاع گنبد زیارتگاههایش سنجیده نمیشود، بلکه با نحوه رفتار آن با آسیبپذیرترین شهروندانش سنجیده میشود. با برچیدن انحصارات فاسد مذهبی و ایجاد یک سیستم حمایتی شفاف و انسانگرایانه، ما ایرانی میسازیم که نه تنها سکولار، بلکه به شدت دلسوز و مهربان است.
ما کشوری میسازیم که در آن هیچ خانوادهای به خاطر فقر نادیده گرفته نمیشود، هیچ کودکی به دلیل پیشینهاش از تحصیل محروم نمیگردد و سلامت و درمان یک حق تضمینشده است، نه یک کالای لوکس. این وعده انسانگرایی سکولار است. جامعهای ساختهشده بر این آگاهی که همه ما مسافرانی در این سیاره کوچک هستیم و تنها منبع امنیت نهایی ما، مراقبت و همبستگی است که نسبت به یکدیگر ابراز میکنیم. دوران استثمار مذهبی به پایان رسیده است؛ عصر همبستگی انسانگرایانه آغاز گشته است.