بلاگ
آزادی بیان، توهین به مقدسات و تساهل در ایران نوین

آزادی بیان، توهین به مقدسات و تساهل در ایران نوین

2026-07-15
Atheist Iran

سنگ بنای یک جامعه آزاد

آزادی یک جامعه را می‌توان با میزان تساهل و مدارای آن در برابر مخالفت، نقد و آنچه اکثریت جامعه توهین‌آمیز می‌پندارند، سنجید. برای نزدیک به نیم قرن، ایران مکانی بود که ابراز عقیده مخالف، زیر سوال بردن دگم‌های مذهبی یا نقد الهیات دولتی با شدیدترین مجازات‌ها از جمله زندان، شکنجه و اعدام پاسخ داده می‌شد. مفاهیم فقهی مانند «سب‌النبی» (توهین به پیامبر) و «ارتداد» به عنوان سلاح‌های قانونی برای ساکت کردن روشنفکران، نویسندگان و شهروندان عادی استفاده می‌شدند. همانطور که ما میهن خود را بازسازی می‌کنیم، باید تشخیص دهیم که آزادی مطلق بیان و قلم، سنگ بنای یک جامعه دموکراتیک است. ما باید برای همیشه تمام قوانین مربوط به جرم‌انگاری توهین به مقدسات و ارتداد را لغو کنیم و چارچوبی حقوقی و فرهنگی ایجاد کنیم که در آن هیچ ایده‌ای مصون از نقد نباشد و هیچ باوری با تهدید خشونت محافظت نشود.

آزادی بیان یک کالای لوکس نیست که فقط در شرایط آرامش از آن بهره‌مند شویم؛ بلکه مکانیزمی حیاتی برای پیشرفت فکری و خوداصلاحی اجتماعی است. وقتی ایده‌ها از نقد مصون بمانند، راکد شده و به دگم تبدیل می‌شوند. در مقابل، وقتی همه ایده‌ها—از جمله ایده‌های مذهبی، سیاسی و فلسفی—در معرض بحث و نقد آزاد قرار گیرند، حقیقت از طریق شواهد و منطق آشکار می‌شود. حکومت دینی این قدرت را درک می‌کرد و به همین دلیل انحصار حقیقت را از طریق سانسور شدید حفظ می‌کرد. با برچیدن این سانسور، ما مروج نفرت یا هرج‌ومرج نیستیم؛ بلکه به دنبال بلوغ ذهن انسان هستیم. یک جامعه بالغ عقاید خود را با زندانی کردن منتقدان حفظ نمی‌کند؛ بلکه از آن‌ها در میدان گفتگوی آزاد و استدلال عقلانی دفاع می‌نماید.

Article illustration

توهم حقِ «رنجش‌خاطر نیافتن»

یکی از رایج‌ترین استدلال‌هایی که مدافعان قوانین توهین به مقدسات به کار می‌برند، این ادعاست که احساسات مذهبی باید از جریحه‌دار شدن محافظت شوند. آن‌ها استدلال می‌کنند که نقد چهره‌های مقدس یا زیر سوال بردن احکام مذهبی، نوعی خشونت علیه باورمندان است. این استدلال یک توهم خطرناک است. در یک جامعه آزاد و متکثر، چیزی به نام حقِ «رنجش‌خاطر نیافتن» وجود ندارد. اگر قرار بود هر بیانی را که باعث رنجش کسی می‌شود ممنوع کنیم، باید همه را ساکت می‌کردیم، زیرا هر باوری—مذهبی یا سکولار—برای فرد دیگری توهین‌آمیز است. اعتقاد به اینکه عیسی پسر خداست برای مسلمانان ارتدکس توهین‌آمیز است؛ باور به اینکه محمد آخرین پیامبر است برای مسیحیان رنجش‌آور است؛ و رد کردن همه خدایان برای هر دو گروه ناخوشایند است. اگر شروع به پلیسی کردن احساسات و رنجش‌ها کنیم، در واقع به پلیسی کردن اندیشه پرداخته‌ایم.

ما باید مرز روشنی بین نقد عقاید و تهدید انسان‌ها ترسیم کنیم. یک دولت سکولار باید از انسان‌ها در برابر خشونت، تبعیض و آزار محافظت کند. دولت باید تضمین کند که هر شهروندی بدون توجه به باورهایش می‌تواند در امنیت زندگی کند. با این حال، دولت هرگز نباید از ایده‌ها، باورها یا نمادها در برابر نقد، طنز یا نفی محافظت کند. انسان حقوق دارد؛ اما ایده حقوقی ندارد. ادیان، ایدئولوژی‌های سیاسی و سیستم‌های فلسفی ساخته‌های فکری بشر هستند و مانند همه ساخته‌ها، باید در معرض بررسی و نقد باشند. اگر ایده‌ای نتواند در برابر نقد ایستادگی کند، شایستگی بقا ندارد. محافظت از ایده‌ها در برابر رنجش خاطر، تنها به حفظ دروغ‌ها و بقای قدرت خودکامه کمک می‌کند.

طنز و مخالفت: سپر دفاعی در برابر استبداد

طنز، کاریکاتور و تمسخر از نظر تاریخی قوی‌ترین ابزارها علیه کنترل‌های دینی و استبدادی بوده‌اند. در طول تاریخ، صاحبان قدرت همواره خود را با هاله‌ای از قداست احاطه کرده‌اند تا قدرت خود را پرسش‌ناپذیر جلوه دهند. دیکتاتورها و روحانیون به یک اندازه خواستار تکریم و تقدس هستند زیرا می‌دانند که خنده و تمسخر، ابزارهای نهایی قداست‌زدایی هستند. وقتی ما به یک تابو می‌خندیم، قدرت آن را بر ذهن خود در هم می‌شکنیم. بنابراین، یک جامعه آزاد باید با تمام قوا از حق تمسخر، طنز و نقد چهره‌های مذهبی و رهبران سیاسی محافظت کند. طنزپردازان و کاریکاتوریست‌ها تهدیدی برای نظم اجتماعی نیستند؛ آن‌ها نگهبانان آزادی ما هستند که به ما یادآوری می‌کنند هیچ انسانی و هیچ نهادی بالاتر از نقد نیست.

در ایران نوین، میدان فرهنگ باید به روی همه اشکال بیان باز باشد. ما باید فرهنگی را ترویج کنیم که در آن افراد بتوانند با شور و حرارت با یکدیگر مخالفت کنند بدون اینکه به خشونت یا ابزارهای سرکوب دولتی متوسل شوند. تساهل به معنای موافقت با همه نیست؛ بلکه به معنای پذیرش حق دیگران برای بیان ایده‌هایی است که ما آن‌ها را کاملاً غلط یا حتی توهین‌آمیز می‌دانیم. یک دموکراسی سکولار با این اصطکاک فکری رشد می‌کند. وقتی ما بیان توهین‌آمیز را تحمل می‌کنیم، خود آن بیان را تایید نمی‌کنیم؛ بلکه از محیط آزادی دفاع می‌کنیم که به ما اجازه می‌دهد آن را با ایده‌های بهتر به چالش بکشیم. پادزهر بیان نادرست، بیان بیشتر است، نه سانسور.

تضمین‌های قانونی در قانون اساسی جدید

برای اطمینان از اینکه تاریکی سانسور هرگز بازنمی‌گردد، آزادی مطلق بیان باید به عنوان یک حق سلب‌ناشدنی در قانون اساسی جدید گنجانده شود. این تضمین باید واضح و بدون قید و شرط باشد و هیچ فضایی برای تفسیرهای قضایی جهت محدود کردن آزادی تحت پوشش‌های واهی چون «امنیت ملی»، «اخلاق عمومی» یا «مقدسات مذهبی» باقی نگذارد. دولت باید فاقد هرگونه قدرت برای سانسور کتاب‌ها، فیلم‌ها، هنر یا محتوای دیجیتال باشد. اینترنت باید باز و بدون سانسور باقی بماند و به عنوان یک بستر جهانی برای اطلاعات و گفتگو عمل کند.

علاوه بر این، ما باید سیستم آموزشی را برای ترویج تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای اصلاح کنیم. به کودکان باید آموزش داده شود که چگونه استدلال‌ها را ارزیابی کنند، مغالطات منطقی را شناسایی نمایند و در گفتگوهای محترمانه و مستدل شرکت کنند. آن‌ها باید یاد بگیرند که اختلاف نظر فکری، حمله شخصی نیست بلکه فرصتی برای یادگیری است. با پرورش این مهارت‌ها از سنین پایین، ما جامعه‌ای می‌سازیم که در برابر تبلیغات مقاوم، نسبت به تنوع‌پذیری صبور و به شدت از آزادی خود محافظت می‌کند. یک ذهن آزاد، دفاع نهایی در برابر بازگشت حکومت دینی است.

رنسانس اندیشه و خلاقیت

لغو قوانین جرم‌انگاری توهین به مقدسات، جرقه‌ای برای رنسانس فکری و خلاقیت در ایران خواهد بود. برای دهه‌ها، بهترین نویسندگان، هنرمندان و پژوهشگران ما مجبور به خودسانسوری یا تبعید بودند. آزادی ذهن، موجی از ادبیات، هنر و تحقیقات علمی را آزاد خواهد کرد که پیش از این سرکوب شده بود. ما شاهد گفتگوهای آشکار در مورد تاریخ، دین، فلسفه و علم خواهیم بود که زمانی ممنوع بودند. این آزادی فکری فقط حق سخن گفتن نیست؛ بلکه حق اندیشیدن، جستجو کردن و کشف معنای انسان بودن بدون مرزهای الهیاتی است.

ما ایرانی را می‌سازیم که در آن هرگز کتابی سوزانده نمی‌شود، نویسنده‌ای زندانی نمی‌شود و اندیشمندی به خاطر افکارش به پای چوبه دار نمی‌رود. ما آینده‌ای از نور، عقل و تساهل را انتخاب می‌کنیم. مسیر پیش رو از ما می‌خواهد که در دفاع از حق سخن گفتن، به ویژه زمانی که با پیام مخالفت داریم، هوشیار و شجاع باشیم. چرا که در دفاع از صدای منتقد، ما آزادی همه خود را تضمین می‌کنیم. زنجیرهای تکریم اجباری شکسته شده‌اند؛ عصر بیان آزاد آغاز شده است.